امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Barnyard

ˈbɑːrnjɑːrd ˈbɑːnjɑːd
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
محوطه اطراف انبار، حیاط انبار

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد barnyard

  1. noun farmyard
    Synonyms: feedyard, pen, corral, stableyard, feedlot, barnlot

ارجاع به لغت barnyard

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «barnyard» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ آبان ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/barnyard

لغات نزدیک barnyard

پیشنهاد بهبود معانی