امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Gas Station

ˈɡæsˈsteɪʃn̩ ɡæsˈsteɪʃn̩
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun phrase A2
( station filling ) پمپ بنزین

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد gas station

  1. noun service station
    Synonyms: filling station, gasoline station, petrol station

ارجاع به لغت gas station

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «gas station» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/gas station

لغات نزدیک gas station

پیشنهاد بهبود معانی