امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Firebrand

ˈfaɪrbrænd ˈfaɪəbrænd
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
نیم‌سوز، آتش‌پاره، آدم فتنه‌انگیز
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد firebrand

  1. noun agitator
    Synonyms: demonstrator, guerrilla, instigator, malcontent, protester, rabble-rouser, rebel, revolutionist, troublemaker

ارجاع به لغت firebrand

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «firebrand» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/firebrand

لغات نزدیک firebrand

پیشنهاد بهبود معانی