امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Scurvy

ˈskɜrːvi ˈskɜːvi
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

پوشیده از شوره، پست، منفور، کمبود ویتامین

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد scurvy

  1. noun A condition caused by deficiency of ascorbic acid (vitamin C)
    Synonyms: scorbutus
  2. adjective Of the most contemptible kind
    Synonyms: abject, low, low-down, miserable, scummy

ارجاع به لغت scurvy

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «scurvy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ آبان ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/scurvy

لغات نزدیک scurvy

پیشنهاد بهبود معانی